وقتی کودکی چهارساله برج میسازد، اتفاقهای زیادی میافتد. نگاهی آرام به آنچه بازی میسازد.
برجی میافتد. کودک مکث میکند، نگاه میکند و دوباره میسازد، این بار با پایهای پهنتر. هیچکس درسی نداده، و همین لحظه پر از یادگیری است.
بازی برای کودک، شیوهٔ فکر کردن است
در سنین ۴ تا ۶ سال، بازی تفریحی کنار یادگیری نیست. بازی خودِ یادگیری است. کودک چیزی را امتحان میکند، نتیجه را میبیند و دوباره امتحان میکند، یعنی فرضیه میسازد و میآزماید.
به همین دلیل یادگیری مبتنی بر بازی با آموزش «سادهشده» فرق دارد. در آموزش مستقیم، بزرگتر میگوید چه باید فهمید. در بازی، کودک خودش کشف میکند. انجمن اطفال آمریکا هم در گزارش سال ۲۰۱۸ بازی را بخشی ضروری از رشد سالم کودک دانسته است..
در ذهن و بدن کودک چه میگذرد؟
یک بازی ساده معمولاً چند مهارت را همزمان میپروراند.
توجه، حافظه، خودکنترلی
کودک قانون را در ذهن نگه میدارد، نوبتش را صبر میکند و جلوی تکانه را میگیرد. اینها پایهٔ کارکردهای اجراییاند.
حل مسئله و منطق
جورچین و الگوسازی یعنی فرصت امتحان راه تازه وقتی راه اول جواب نمیدهد.
خلاقیت و زبان
وقتی برای عروسکش قصه میسازد، واژهٔ تازه به کار میبرد و رشتهٔ رویدادها را مرتب میکند.
همدلی و مهارت اجتماعی
در بازی گروهی میفهمد دیگری هم نظری دارد، حتی وقتی بازی آنطور که میخواست پیش نمیرود.
حرکت و هماهنگی بدن و ذهن
دویدن، پریدن، تعادل، پرتاب توپ و ورز دادن خمیر فقط انرژی کودک را خالی نمیکند. مغز باید حرکت را برنامهریزی کند، بدن را هماهنگ کند، نتیجه را حس کند و دفعهٔ بعد اصلاحش کند. این چرخهٔ «امتحان، حس، اصلاح» با تکرار دقیقتر میشود.
پژوهشها میان مهارتهای حرکتی پیشدبستانی و کارکردهای اجرایی ارتباط نشان دادهاند. این فرمول جادویی نیست، فقط یادآوری است که بدن و ذهن جدا از هم رشد نمیکنند. بازی «مجسمهشو» همزمان هماهنگی بدنی و خودتنظیمی را تمرین میدهد، و خمیربازی و مهرهچینی دستهای کوچک را برای کارهای دقیق آماده میکند.
بازی، خودِ شیوهٔ یادگیری کودک است.
چرا بدون نمره و رقابت بهتر جواب میدهد؟
فشار با کنجکاوی سازگار نیست. کودکی که نگران اشتباه است، کمتر آزمایش میکند. بازی خوب برای این سن:
نمره و رتبه ندارد
پیشرفت دیده میشود، ولی لازم نیست عددی شود.
اشتباه را شکست نمیداند
«راه دیگری امتحان کنیم» جای «غلط بود» مینشیند.
تلاش را میبیند، نه استعداد را
«ادامه دادی» با «تو باهوشی» فرق دارد. از اولی، کودک پشتکار یاد میگیرد.
یک بازی خوب چه نشانههایی دارد؟
در خانه چطور کمک کنیم؟
لازم نیست معلم بازی باشید.
کنارش بنشینید، هدایت نکنید. بپرسید «به نظرت چه میشود اگر…؟» و جواب را به او واگذارید.
زود جواب ندهید. سکوت چند ثانیهای فرصت فکر کردن است.
به تلاش اشاره کنید. «دیدم چند بار امتحان کردی» اثرگذارتر از «آفرین» است.
بازی بیبرنامه را حفظ کنید. کودک به وقت آزاد نیاز دارد.
هر روز به بدنش فرصت حرکت بدهید. پارک، پله، توپ یا بازی ساده در اتاق نشیمن کافی است.
اگر روزی کم بازی کردید، نگران نباشید. چیزی از دست نرفته. فردا هم بازی هست.
در بازیبو چه میگذرد؟
بازیبو بر یک باور ساخته شده است: هر کودک حق دارد کودکی غنی داشته باشد. بو معلم نیست. همبازیاست، میپرسد، سرنخ کوچک میدهد و منتظر میماند.
هر فعالیت قصهٔ کوتاهی دارد، بعد بازی و بعد بازخوردی آرام. مثلاً در نام بازی اول کودک الگوی رنگها را کامل میکند و در نام بازی دوم برای بو و پیپ قصه میسازد. در گزارش والدین هم پیشرفت با عدد نیست. میخوانید که کودک هر مهارت را در حال کشف کردن، تمرین کردن یا مسلط شدن است.
یک نکتهٔ صادقانه: هر بازی روی صفحه، هرقدر خوب طراحی شده باشد، جای دویدن، پریدن و ساختن با دست را نمیگیرد. بازیبو همراه بازی واقعی است، نه جایگزین آن.
پرسشهای پرتکرار
بسته به طراحیاش. بازی کوتاه، پایانباز و بدون فشار کنجکاوی و تفکر را تقویت میکند. بازی پر از امتیاز، تایمر و رقابت این اثر را ندارد. بهتر است کودک در کنار شما بازی کند.
عدد دقیقی برای همه وجود ندارد. مهم است که بخشی از روز او به بازی آزاد، فیزیکی و تخیلی اختصاص داشته باشد، کنار هر بازی دیگر.
معمولاً نه. تکرار یعنی دارد چیزی را عمیقتر میفهمد. میتوانید آرام تغییری کوچک پیشنهاد دهید.
ببینید بعد از بازی آرام و کنجکاو است یا خسته و بیحوصله. این نشانهٔ سادهای است.
یادگیری از طریق بازی یعنی به کودک اعتماد کنیم که خودش میتواند کشف کند. کار ما ساختن فضایی امن، آرام و پر از کنجکاوی است.



